* حـــــ رم دلـــــ م *
سلام، تــــــــــو آسمان آبــــــــــی آرام و روشنی... بگـــــــذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح... بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب... بیمار خنده های توام، بیشتر بخـــــــــند... خورشید آرزوی منی، گـــــــــــرم تر بتــــــــــاب...! دختر خوشگلم صحبت می کنه خیلی خیلی زیاد البته ما خیلیاشو متوجه نمی شیم چون به یه زبون عجیب و غریبی مث زبون اسپانیایی حرف می زنه، اما عمده ترین کلماتی که به کار می بره و برای ما قابل فهمه ایناس: ماما/ بابا / دَدَ: همون ددر معروف / دِدِ: بده / آپ: آب / هاپو: هر نوع جنبنده ای از پشه و مگس گرفته تا ماهی و سگ و کلاغ و گورخر!! /هاپ هاپ: صدای هاپو / گا گا: قار قار / گا گام: قام قام / اِیش(به کسر الف): بشین / اَیش(به فتح الف): کفش و البته هر نوع رفتنی در پا!! من جمله کفش و جوراب و دمپایی! / تَش: چشم و باشه / بَ بَ: به به / آیی: دالی / هام هام: یعنی یه چی بده من بخورم / دیز: جیز / اَیو: الو / نِ نِ: نی نی / آیی: دایی / عم: عمو و عمه / آخ آخ: وقتی یه صدای بلندی میاد یا یه چیزی میفته زمین می زنه به صورتش و تند تند می گه آخ آخ / سی: مرسی (خیلی ناز و نوک زبونی می گه) / اوخ: وقتی میفته می گه اوخ / اوپ: توپ / نع: نه هجده فروردین هم برای بار اول بردمش آرایشگاه و موهاشو کوتاه کردم (عکس بالا مال همون روزه) البته دوباره بلند شده و باید ببرمش (اینم یه مدل جدید خوابیدن شباشه!!) همچنان هم در جنگ نابرابری سر زدن گل سر هستیم!!آخریشم این که کارگاه خلاقیت مادر و کودک ثبت نامش کردم و فردا اولین جلسه شه بعدا میام از خوب یا بد بودنش براتون می نویسم. و قول می دم که از این به بعد زودتر بیام.اینم یه عکس گلانه!! از دختر نازم: پی نوشت: ممنون بابت همراهیا و محبتتون، ما همچنان نگاهمون به ابراس و کف دستمون رو به آسمون، و دلمون امیدوار دعای خیرتون
عجالتا و سر ضربی و جهت تبریک 16 ماهگی نازگلکم چند تا عکس از سنا و نوه م!! و پارک در دست احداث روبروی خونه مون داشته باشید تا سر فرصت بیام و مفصل براتون از سنا و کارای جدیدش و کارگاه بازی بگم (مرسی بابامیثم مهربون که همیشه هم نی نی رو پارک می بری هم عکسای خوشدل خوشدل ازش می گیری)





دیگه اینکه خییییییلی شیرین و ملوس و خوردنی شده عاشق لگوهاشه و همینطوری روهم روهم می چیندشون، به مکعبای گلدونه علاقه ی زیادی پیدا کرده و وقتی یه عکسو بهش نشون می دم قشنگ می گرده شبیهشو پیدا می کنه و می ده دستم.
خییییییلی خوشگل نماز می خونه، دائم روسری منو انداخته رو صورتش و داره تو اتاق رژه می ره. تا باباش می خواد بره بیرون می دواه منو می بوسه و باهام بای بای می کنه یعنی منم دارم با بابا می رم ددر! عاشق تلفن حرف زدنه مخصوصا با باباش و صبحها که از خواب بلند می شه کلی برای عکس باباش بوس می فرسته و حالیم می کنه که به باباش زنگ بزنم تا باهاش الو کنه.
اعضای صورتشو می شناسه و می گیم سنا دماغت کو؟ چشمات کو؟ گوشات کو؟دندونات کو؟ زبونت کو؟ همه رو نشون می ده
بیشتر از همه چییییییییی عاشق کفش و دمپاییه و صدبار درآوردن و پوشیدنشون از سرگرمیای هر روزشه.
تمایل زیادی به استقلال پیدا کرده و همش می ره سر کشوها و شلوارشو بر می داره و دو ساعت بهش ور می ره تا بپوشه (گاهی موفق می شه اما گاهیم هر دو تا پاشو می کنه تو یه پاچه)هنوزم سخت دندونه روند وزن گیریش مورچه ایه و شبا هم یه ساعت یه بار بلند می شه و شیر می خوره(به قول میتی غرغر مادرانه!!) 


| Design By : Pichak |
