سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
خرداد 90 - * حـــــ رم دلـــــ م *


























* حـــــ رم دلـــــ م *


سلام،
عجالتا و سر ضربی و جهت تبریک 16 ماهگی نازگلکم چند تا عکس از سنا و نوه م!! و پارک در دست احداث روبروی خونه مون داشته باشید تا سر فرصت بیام و مفصل براتون از سنا و کارای جدیدش و کارگاه بازی بگم (مرسی بابامیثم مهربون که همیشه هم نی نی رو پارک می بری هم عکسای خوشدل خوشدل ازش می گیری)




تــــــــــو آسمان آبــــــــــی آرام و روشنی...




بگـــــــذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح...




بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب...




بیمار خنده های توام، بیشتر بخـــــــــند...




خورشید آرزوی منی، گـــــــــــرم تر بتــــــــــاب...!


نوشته شده در جمعه 20/3/90ساعت 7:0 صبح توسط آســــــــمانه بشکن سکوت را () |


دختر خوشگلم صحبت می کنه خیلی خیلی زیاد البته ما خیلیاشو متوجه نمی شیم چون به یه زبون عجیب و غریبی مث زبون اسپانیایی حرف می زنه، اما عمده ترین کلماتی که به کار می بره و برای ما قابل فهمه ایناس:


ماما/ بابا / دَدَ: همون ددر معروف / دِدِ: بده / آپ: آب / هاپو: هر نوع جنبنده ای از پشه و مگس گرفته تا ماهی و سگ و کلاغ و گورخر!! /هاپ هاپ: صدای هاپو / گا گا: قار قار / گا گام: قام قام / اِیش(به کسر الف): بشین / اَیش(به فتح الف): کفش و البته هر نوع رفتنی در پا!! من جمله کفش و جوراب و دمپایی! / تَش: چشم و باشه / بَ بَ: به به / آیی: دالی / هام هام: یعنی یه چی بده من بخورم / دیز: جیز / اَیو: الو / نِ نِ: نی نی / آیی: دایی / عم: عمو و عمه / آخ آخ: وقتی یه صدای بلندی میاد یا یه چیزی میفته زمین می زنه به صورتش و تند تند می گه آخ آخ / سی: مرسی (خیلی ناز و نوک زبونی می گه) / اوخ: وقتی میفته می گه اوخ / اوپ: توپ / نع: نه


هجده فروردین هم برای بار اول بردمش آرایشگاه و موهاشو کوتاه کردم (عکس بالا مال همون روزه) البته دوباره بلند شده و باید ببرمش
دیگه اینکه خییییییلی شیرین و ملوس و خوردنی شده عاشق لگوهاشه و همینطوری روهم روهم می چیندشون، به مکعبای گلدونه علاقه ی زیادی پیدا کرده و وقتی یه عکسو بهش نشون می دم قشنگ می گرده شبیهشو پیدا می کنه و می ده دستم.
خییییییلی خوشگل نماز می خونه، دائم روسری منو انداخته رو صورتش و داره تو اتاق رژه می ره. تا باباش می خواد بره بیرون می دواه منو می بوسه و باهام بای بای می کنه یعنی منم دارم با بابا می رم ددر! عاشق تلفن حرف زدنه مخصوصا با باباش و صبحها که از خواب بلند می شه کلی برای عکس باباش بوس می فرسته و حالیم می کنه که به باباش زنگ بزنم تا باهاش الو کنه.
اعضای صورتشو می شناسه و می گیم سنا دماغت کو؟ چشمات کو؟ گوشات کو؟دندونات کو؟ زبونت کو؟ همه رو نشون می ده
بیشتر از همه چییییییییی عاشق کفش و دمپاییه و صدبار درآوردن و پوشیدنشون از سرگرمیای هر روزشه.
تمایل زیادی به استقلال پیدا کرده و همش می ره سر کشوها و شلوارشو بر می داره و دو ساعت بهش ور می ره تا بپوشه (گاهی موفق می شه اما گاهیم هر دو تا پاشو می کنه تو یه پاچه)هنوزم سخت دندونه روند وزن گیریش مورچه ایه و شبا هم یه ساعت یه بار بلند می شه و شیر می خوره(به قول میتی غرغر مادرانه!!)




(اینم یه مدل جدید خوابیدن شباشه!!)



همچنان هم در جنگ نابرابری سر زدن گل سر هستیم!!آخریشم این که کارگاه خلاقیت مادر و کودک ثبت نامش کردم و فردا اولین جلسه شه بعدا میام از خوب یا بد بودنش براتون می نویسم. و قول می دم که از این به بعد زودتر بیام.اینم یه عکس گلانه!! از دختر نازم:




پی نوشت: ممنون بابت همراهیا و محبتتون، ما همچنان نگاهمون به ابراس و کف دستمون رو به آسمون، و دلمون امیدوار دعای خیرتون


 


نوشته شده در یکشنبه 8/3/90ساعت 2:0 عصر توسط آســــــــمانه بشکن سکوت را () |


Design By : Pichak