* حـــــ رم دلـــــ م *
چرا بعضی مواقع آدم هرچی فک می کنه به عقلش نمی رسه که توی وبلاگش جی باید بنویسه؟؟ الان از اون موقعهامه. یه عکس از سنا می ذارم که اینجا کساد نمونه. سنا(شهریور 90 - محوطه ی بازی نمک آبرود) پی نوشت: یه مدت شاید کم باشیم چون اثاث کشی پیش رو داریم اما سعی می کنم تا فرصت شد اینجا رو به روز کنم. مرسی که ما رو می خونید. ترانه ام را پی نوشت: عاشق اینم که روزای تابستونو تند تند ورق بزنم و برسم به پــــــــایــــیــــــز! بعد نوشت: پاییز مرا می کشد/شیشه عطرش در جیب من مانده/و خودش رفته/
یادمون باشه:
که همیشه ذره ای "حقیقت" پشت هر "فقط یه شوخی بود"...
کمی "کنجکاوی" پشت "همینطوری پرسیدم"...
قدری "احساسات" پشت "به من چه اصلا؟!"...
مقداری "خرد" پشت "چه می دونم"...
و اندکی "درد" پشت "اشکالی نداره"
وجـــــــــــــــــود داره...

به خاطر بسپار
که ایهام خوشی است
از ایهام زمزمه های پاییزی
تا بعد از من
بخوانی آن را
در راههایی که
با هم از آنها عبور نخواهیم کرد...
حالا این که تو پاییز حالم خوبه یا بد، بماند!
این روزا دارم تند تند ورق می زنم روزای کشدار شهریورو... و بوی پاییز عجیـــــــب به مشامم می رسه...
تا تمام درخت ها را بیهوش کند/و بازگردد...
| Design By : Pichak |
