چه جالبو چه سخت؟ چه مي کنيم تو اين زمان کوتاه با زندگيمون؟؟؟فکرمون چقدر درگير دنياست چرا؟
راست ميگي دوستم منم فقط به اين فکر ميکنم که چقدر جدي گرفتم اين مسافرخونه رو...!
از خودم خيلي نا اميد شدم که با دونستن تمام اينها بازهم ته ذهنم داره به چقدر اضافه شدن پول پيشه سر سال خونه و گروني و خستگي و از همه مهمتر دل بستن به هر لحظه ي پسر کوچولوم ميگذره و هر روز ذهنم پريشون تر و خسته تره از اين بعد سوم زندگي .
و چقدر نياز داشتم به اين آيه:آن ها زندگي زودگذر دنيا را دوست دارند، در حالي که پشت سر خود روز سخت و سنگيني را رها مي کنند (27) سوره ي انسان
انارم چقدر خوبه که اين ساعتها موقتيه و چقدر خوبه که مادرت شايد چند ساعت ديگه براي هميشه در آغوشت ميگيره و چقدر خوب تره ديدن اون لحظه ...
سلام
برعاشقان فريضه بود جست وجوي دوست
برروي وسرچو پيل دران تابه جوي دوست
خوداوست جمله طالب وماهمچو سايه ها
اي گفت وگوي ماهمگي گفت وگوي دوست
*********************************************
حکايت لب شيرين کلام فرهاد است
شکنج طرهء ليلي مقام مجنون است
دلم بجوکه قدت همچو سرودلجوي است
سخن بگو که کلامت لطيف وموزون است
دارم به اين موضوع فکر مي کنم که اين دنيا واقعا صحنه تئاتر که هر کسي مياد نقشش رو بازي مي کنه و ميره ( يکي کمتر- يکي بيشتر)
حداکثر زمانش هم مي خواد 4 يا 5 ساعت باشه.
مطلبت خيلي جاي فکر داره واقعا چرا قرآن در بعد چهارم حرف زده و ما داريم در بعد سوم زندگي مي کنيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟