• وبلاگ : * حـــــ رم دلـــــ م *
  • يادداشت : خاطرات بد
  • نظرات : 3 خصوصي ، 26 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    آخ الهي بميرم چقدر سخت خون گرفتن از اين بچه ..آسمانه جون ايشالا هيچچچ وقت تن عزيزش محتاج دکتر نشه . با همه وجود همه اون لحظه ها رو تجسم کردم خيلي زيبا مينويسي

    فقط من نميدونم چرا اين پرستارا و تزريقاتيها اينقدره بي رحم ميشن به خدا ما تو زندگيمون يکي دو تا پرستار مهربون بيشتر نديديم اونم تو بيمارستاناي خصوصي ...از اون تيکه که گفته دستبند نيست النگو هست ها يعني اينقدر لجم گرفت اگه اونجا بودم احتمالا يه چيزي بهش ميگفتم

    پاسخ

    اول قرار بود بريم درمانگاه سر چهارراه اما همسرم گفت بريم بيمارستان آتيه شايد مثل بچگي هاش بفرستنمون بخش نوزادان و اونجا رگ گيري تخصصي كودك و نوزاد دارن، رفتيم اما گفتن دو سالشه و توي همون آزمايشگاه معمولي انجام مي شه ... شصت هفتاد هزار تومان پولي كه به خاطر كم تر درد كشيدن بچه مون واسه يه آزمايش خون ساده داديم فداي تك تك خنده هاش ... آدم از همين مي سوزه كه بيمارستاناي خصوصي هم داره خراب مي شه انگار!!!