سفارش تبلیغ
طرح 24000 شهید



























من می بینمت، حتی اگه ترجیح بدی یه مدت نباشی، یه مدت به روم نیاری که هستی، یه مدت هرجا رو بگردم از جلوی چشمم در بری، خیالی نیست، برای من تو "همیشگی" هستی، نه به وقت نیاز، نه برای روزگاران تنهایی، نه برای دردآلودگی هام، هستی، همیشه ی همیشه! برای بودنت دلیل نمی خوام، عنوان نمی خوام، مدرک نمی خوام، سند نمی خوام، بی هیچ حرفی هستی و هستی و هستی،
***تو جاودانه ترین دارایی منی***


هــــــــــــــــــــــــی دریای من!
من ماهی توام، به هر طرف که بچرخم همه "تو"ست، مرا در خود فرو بــــــــــــــــــــــــــــر ...



پی نوشت:
همین که چشم خدا باز است به روی هرچه که پیش آید
ببین چه مرهم شیرینی ست برای سختی و دشواری ...


نوشته شده در سه شنبه 2/12/90ساعت 3:2 ع توسط آســــمانه..............بشکن سکوت را()

عجیب شبیه رابطه ی خدا و بنده ایه این رابطه ی مادر و فرزندی!!!


توی لحظاتی که بی تابی می کردی و شیر می خواستی محـــــــــــــــــــکم بغلت کرده بودم ...


 و خیـــــلی سعی کردم بهت بفهمونم همچنان عاشقتم با این که عزیزترین تعلق زندگیتو ازت گرفتم ...


پی نوشت - روز تولد دو سالگی دخترم دقیقا آخرین روز شیر خوردنش بود و سنای نازنینم


جمعه بیست و یک بهمن مصادف با هفدهم ربیع الاول و تولد پیامبر(ص) از شیر گرفته شد...


پی نوشت دو - این روزا چقدددددددر گـــــریه دارم ...


نوشته شده در دوشنبه 24/11/90ساعت 1:3 ص توسط آســــمانه..............بشکن سکوت را()


از همه ی بیست و هشت سال و نه ماه و هفده روز زندگیم ایــــــــــــــــــــــــنو یادم نمی ره


که به دنیا اومدی، گریه کردی، گذاشتنت روی صورتم، اشک شوقم چکید روی گونه های نرم و صورتیت،
و یهو ساکت شدی،
از عمق جونم گفتم میــــــــــــــوه ی دلم، دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارممممممممم.
و گریه می کردم و گریه می کردم و گریه می کردم...
و پرستار بالای سرم گریه می کرد و گریه می کرد و گریه می کرد...
و تـــــــــــــــــــــــو...آروم نفس می کشیدی روی صورتم...
و گوش می کردی و گوش می کردی و گوش می کردی...


اون لحظه همیشه ی منو اسیر خودش کرد، هزاران هزار قررررررررن هم که بگذره،
حتی وقتی ذره ذره های وجودم اسیر دست باد باشه...
اون لحظه رو، اون حس رو، اون عشـــــــــــــــــــق رو فراموش نخواهم کرد،
ذره ذره های وجودم برای همیشه بیستم بهمن 1388 ساعت 8 صبح رو به خاطر خواهند داشت...


و این دو سال طلایی، این دو سال بهشتی،
این دو سال دریایی که سلول به سلولت رو هر روز بیشتر از پیش عاشقـــــــــــــــــــــــــــم...


تــــــــــــــــــولدتـــــ مبارکـــــــــــــــــــــــــ عاشقانه ترین هدیه ی خداوندم...



نوشته شده در پنج شنبه 20/11/90ساعت 11:40 ع توسط آســــمانه..............بشکن سکوت را()


Design By : Pichak