حالم خوب نبود، سینه م سنگین بود، نشستم جلوی مانیتور، دستامو گذاشتم روی کیبورد، چشمامو بستم و ... بسم الله ... هررررررررررررررررچی که به ذهنم اومد تایپیدم ! هرچی یعنی هرچی به معنای واقعی کلمه، یعنی هر دری وری که بشه فکرشو کرد :) تایپیدم و تایپیدم و تایپیدم ... یه نصف صفحه ای تایپیدم بعدشم نشستم خوندمشون و کلی به خودم خندیدم :) آخر سرم پاکشون کردم. حالا بهترم ... به همیـــــــــن سادگـــــــــــی! ***
چهارشنبه 92/9/13ساعت
2:4 صبح بشکن سکوت را () |